لطفا بر روی لینک زیر کلیک کنید::
لطفا ادرس زیر را در ادرس کپی کنید
http://www.mydocument.ir/main/index.php?article=5615
ادامه مطلب ...
سریال دوستان Friends
امکان نداره این سریال را ببینید و از خنده روده بر نشید |
۱۰۰۰ جای دیدنی دنیا
مجموعه فوقالعاده زیبا از ۱۰۰۰ جایی که قبل از مرگ باید دید! |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
لطفا بر روی لینک زیر کلیک کنید::
لطفا ادرس زیر را در ادرس کپی کنید
http://www.mydocument.ir/main/index.php?article=5615
ادامه مطلب ...
مهارتهای اجتماعی در ارتباطات میان فردی
· تعریف ارتباط
ارتباط عبارت است از ارائه و تبادل اطلاعات و احساسات بین گوینده و شنونده پیام. ارتباط ممکن است به دلایل مختلف مثل وقت گذرانی، بررسی مسائل شغلی و مسائل فردی، بیان انتظارات زناشویی و یا توقعات والدین از فرزندان و طرح اختلاف عقاید و ایده ها صورت گیرد.
· روشهای ارتباطی
برقراری ارتباط بین افراد به دو صورت کلامی و غیرکلامی صورت می گیرد. در روش کلامی تبادل اطلاعات از طریق زبان انجام می شود و در شیوه غیرکلامی از طریق حالت چهره، حالت کلی بدن و وضع اندامها صورت می گیرد و مثلا گونه هایی قرمز و برافروخته دلالت بر عصبانیت می کند. احساسات افراد نسبت به روابطشان اساسا از طریق رفتارهای غیر کلامی آنها منتقل می شود، از سویی باید در نظر داشته باشیم که هیچ حرکتی به خودی خود معنا ندارد و باید آنها را در بافت یا زمینه وقوع درک کرد.
مهارتهای ارتباطی پاسخهایی هستند که ما از کودکی آموخته ایم مثلا نباید با بزرگترها بحث کرد و البته با توجه به شرایط و نیاز زمان قابل تغییر یا پیشرفت هستند.
o راههای ایجاد مهارتهای ارتباطی
o مهارتهی گوش کردن: اگر با دقت و پیگیر به حرفهای شنونده گوش دهید می توانید ارتباط خوبی را برقرار کنید. در هنگام گوش کردن از مهارتهایی استفاده کنید که ارتباط را تسهیل می کنند خم شدن به سمت گوینده نشان دهنده انرژی و توجه بیشتر به اوست سعی کنید در موقع گوش کردن در سطح رودروری وی باشید و مبلمان را طوری تنظیم کنید که امکان این رابطه را بوجود بیاورید. افرادی که در حین انجام کارهای خود با دیگران صحبت می کنند یا به آنها گوش می دهند نمی توانند رابطه مناسبی برقرار کنند. با گوینده تماس چشمی یکسانی برقرار کنید نه حالت ایستاده و نشسته داشته باشیم (مثل رئیس و مرئوس) و نه پائینتر از او بنشینید. در هنگام گوش دادن وضعیت باز و پذیرا داشته باشید دست روی دست انداختن یا پا روی پا انداختن نشانه بسته بودن و حالت دفاعی است. سعی کنید فاصله مناسبی با گوینده برقرار کنید فاصله نزدیک باعث ایجاد اضطراب و فاصله دور نشانه جدایی است در جامعه ما فاصله مناسب 90 سانتی متر است.
o مهارتهای ابزار وجود: هر فردی حریم یا فضای مشخص منحصر به فردی دارد. احترام گذاردن دیگران به حریم شخصی ما این حق را به ما می دهد که برای خود ارزشهایی داشته باشیم اما مردم اغلب می کوشند ارزشهای خود را به ما تحمیل کنند. داشتن این مهارت ما را از سلطه گری و سلطه پذیری متمایز می کند.
o در هنگام برقراری ارتباط باید حریمی را برای خود و دیگران قائل شویم که نه خود وارد مرزهای آنان شویم و نه به آنها اجازه ورود دهیم برای رسیدن به این منظور ابتدا باید ارزشهای خود را مجددا ارزیابی کند بعد قدرت انتخاب اعمال مناسب را در خود پرورش دهد.
o مهارتهای رفع تعارض: تدافعی بودن اشخاص مانع تصمیم گیریها و اقدامات سازنده است این مهارت به شما کمک می کند که با دیگران دچار تعارض و بحث شدید و اغتشاش هیجانی نشوید و با آن به صورت باز و ماهرانه برخورد کنید. بهترین راه این است که از ایجاد تعارض جلوگیری کرد. سرکوب کردن آن از روش غیرکلامی این است که صرفنظر از بار هیجانی مطالب، به ترسیم و توصیف محتوای پیامها کمک می کند.
کارکرد دیگر رفتار غیرکلامی این است که بعنوان یکی از اجزای جدانشدنی فرآیند ارتباط، تاکید ما را بر بخشهای کلامی می افزاید. رفتار غیرکلامی به تنظیم جریان ارتباط سخنگو و شنونده کمک می کند و در نهایت رفتار غیرکلامی با فراهم آوردن فیدبک برای تعامل کنندگان، به شروع و حفظ ارتباط کمک می کند. تعامل کنندگان باید بتوانند به نوع درک مشترک دست یابند. آنها با توجه به نحوه دریافت پیامهایشان توسط طرف مقابل، مدام رفتارهای خود را تغییر داده و اصلاح می کنند. رفتار غیرکلامی همچنین از طریق تعریف ضمنی روابط، تاثیر قابل توجهی بر دیگران می نهد.
o مولفه های رفتار غیرکلامی
o تماس جنسی: اولین تماس ما با دنیای بیرون و محتوای آن از طریق حس لامسه صورت می پذیرد. کارکردهای لمس کردن بستگی به بافت تعامل و روابط تعامل کنندگان دارد.
o حرکات: کلیه حرکاتی است که با بدن انجام می دهیم مثلا ژست ها، حرکات اندامهای بدن، تکان دادن سر، حالتهای چهره،نگاه ها
با این حرکات انتقال اطلاعات، نگرشها، حالات عاطفی یا خلقیات و پایگاه خودمان می پردازیم.
o وضعیت بدن: وضعیت بدن می تواند معرف پایگاه، نگرشهای مثبت یا منفی و سطح هیجانات و تمایلات باشد، مثلا افرادی که پایگاه بالاتری دارند، در هنگام نشستن وضعیت راحت تری به خود می گیرند، ولی افرادی که پایگاه پائین تری دارند راست می ایستند و روی صندلی شق و رق می نشینند.
o سرتکان دادن: با کج کردن سر، علاقه مندی خود را نسبت به حرفهای طرف مقابل ابراز می کنیم و تمایل مان را به ادامه صحبت نشان می دهیم و مصاحبه کنندگان نیز از همین روش برای تشویق مصاحبه شونده ها به صحبت استفاده می کنند.
o نگاه خیره: به طور کلی مردم وقتی به کسی گوش می دهند بیش از وقتی که خود صحبت می کنند از نگاه استفاده می کنند و نیز در هنگام گوش دادن نگاه های طولانی تری به طرف مقابل می کنند.
منابع:
1- مهارتهای اجتماعی در ارتباط میان فردی، تالیف: اون هارجی، کریسیتین ساندرز و دیویدیکسون
مترجمان: مهرداد فیروز بخت و خشایار بیگی
2- مهارتهای کمک کردن به افراد، خانواده و گروهها، تالیف: لارنس شولمن، ترجمه: منیرالسادات میربها
مقدمه
زن و شوهری را در نظر بگیرید که برای شما الگوی یک زوج موفقند. آنها با یکدیگر رفتار خوبی دارند و به هم احترام می گذارند و زندگی مالی مستحکمی بنا نهاده اند ؛ به خواسته های هم ارج می نهند و در نهایت زوج موفقی به نظر می رسند. این طرز فکر شما ، یک روز در حالی که مشغول خوردن شام و گفتگوی خانوادگی هستید به یکباره با شنیدن خبر جدایی آن زوج به هم می ریزد. هر چه فکر می کنید نمی توانید علتی منطقی برای این اتفاق بیابید. همه گوشه و زوایای مغزتان را می کاوید تا نشانه ای دال بر مشکلات زناشویی آن زوج بیابید. اما به نتیجه خاصی نمی رسید .
چه اتفاقی می افتد که روابط عاطفی و پیوند های خانوادگی و اجتماعی از بین می روند و جدایی جای آنها را می گیرد ؟ حتما دلیلی هست . ولی ناشناخته تر از آن است که شما به وجودش پی ببرید.
مراحل چهار گانه مرگ عاطفی
زوال و مرگ روابط عاطفی در 4 مرحله اتفاق می افتد :
1- مخالفت
2- رنجش و عصبانیت
3- عدم پذیرش و طرد
4- سرکوبی
در اینجا به سیر و روند این فرایند نابود کننده روابط عاطفی خواهیم پرداخت
1-مخالفت
در هر نوع رابطه ای که میان دو انسان شکل می گیرد همیشه درجه ای از مخالفت وجود دارد و تضادهای فکری و رفتاری جزیی طبیعی از روابط میان فردی ما را تشکیل می دهند.
اما مخالفت می تواند درجات مختلفی داشته باشد. مخالفت پنهان در برابر مخالفت آشکار. صحنه ای را در نظر بگیرید که در یک مهمانی خانوادگی بزرگ نشسته اید و همسر شما در حال تعریف خاطره ای از شما می باشد که اصلا دوست ندارید دیگران چیزی درباره آن بدانند ؛ مضاف بر اینکه این چندمین باری است که همسرتان این داستان را با آب و تاب تعریف می کند. شما شروع به خودخوری می کنید یا طوری به وی نگاه می کنید که بفهمد مایل به تعریف داستان توسط وی نیستید. این درجه خفیفی از مخالفت است در برابر اینکه شما با صدای بلند وی را از گفتن داستان منع کنید. راه دیگری هم وجود دارد ؛ سعی می کنید خود را آدم متمدنی نشان بدهید که این موضوعات کوچک برایش مهم نیست و از مطرح شدن آنها در جمع حتی لذت هم می برد !!
اگر کمی به زندگی روزانه خود دقت کنید متوجه می شوید که در زمینه ابراز مخالفت های بجا و به موقع تا چه حد فعال هستید. آیا حفظ ظاهر می کنید و در درون خود خوری ؟ آیا مستقیما ناراحتی خود را به شخص مقابل انتقال می دهید ؟
بیشتر مردم مخالفت های خود را به بهانه بد جلوه کردن در نظر دیگران ابراز نمی کنند و تظاهر می کنند که چنین احساسی ندارند. آنچه در اینگونه موارد افراد به خود می گویند این است : « این مسأله بزرگی نیست ، اینقدر ایرادگیر نباش ، هیچکس کامل نیست ، فراموش کن چرا دردسر درست می کنی ؟ »
در زمینه عاطفی و در زندگی زناشویی این مسأله مخالفت به کرات اتفاق می افتد. زیرا تعداد تعاملات میان فردی زوجین خیلی زیادتر از انواع دیگر روابط است و به همین نسبت احتمال بروز اختلاف میان آنها بیشتر است.
اگر مخالفت های کوچک خود را بیان نکنید و با توجه به تعداد موارد پیش آمده ، از خیر مطرح کردن آنها بگذرید ، این مخالفت های کوچک جمع شده و کم کم به علامت هشداردهنده بعدی یعنی رنجش و عصبانیت تبدیل می شود. حال کمی به زندگی با شریک عاطفی خود فکر کنید و اتفاقات هفته گذشته را مرور کنید و مواردی را که با همسرتان در زمینه آنها اختلاف داشتید بیاد آورید.
طرز برخورد شما با این اختلافات چگونه بوده است ؟ طرز برخورد شما با این مخالفت ها در وهله اول شاخص خوبی برای سلامتی ازدواج شما می باشد.
2-رنجش و عصبانیت
عصبانیت و رنجش ، نوع شدیدتر مخالفت هایی است که روی هم جمع شده اند و به صورت احساس تنفری موقتی ابراز می شود . در این مرحله شما فرد مقابل را سرزنش و ملامت می کنید و فرد مقابل هم عکس العمل نشان می دهد و شما را مورد حمله قرار می دهد. خیلی مواقع که سر موضوع کوچک و بی ربطی دعوای بزرگی راه می افتد علت آنرا باید در جای دیگر و موضوع دیگری جستجو کنید.
از اثرات رنجش و عصبانیت می توان به جدایی عاطفی موقت بین شرکای عاطفی اشاره کرد. عصبانیت با فشار روحی زیادی همراه است و انرژی زیادی از شما می گیرد.
اگر رنجش و عصبانیت ، مدام تکرار شود شما در مقام جلوگیرنده آن ، با به درون ریختن این عصبانیت و رنجش و انباشت انرژی منفی بسیار در درونتان پا به مرحله سوم می گذارید.
3- عدم پذیرش و طرد
بعد از یک دعوای مفصل ، در را به هم می کوبید و از منزل خارج می شوید در حالیکه احساس یاس و پوچی سراسر وجودتان را فرا گرفته است . این در حالی است که از جار و جنجال و دعوا هم خسته اید و منزل را برای رسیدن به آرامش ترک کرده اید . در حقیقت از همسر خود فرار کرده اید. این مرحله ممکن است به صورت دیگر و در درون منزل اتفاق بیافتد. شما در منزل و زیر یک سقف هستید ولی به یکدیگر بی اعتنایی می کنید و یکدیگر را مورد بی توجهی قرار می دهید. در واقع وی را هم از دیده و هم از دل بیرون می کنید. این مرحله می تواند یک ساعت به طول بیانجامد و لی تا چند روز و چند هفته هم ممکن است طول بکشد. بیشتر جدایی ها و طلاق ها در این مرحله اتفاق می افتد. این دوره بحرانی ترین دوره اختلافات و در حقیقت زمان به زانو در آمدن آخرین تلاش های عاطفی طرفین برای بقای زندگی مشترکشان می باشد.
در طرد و عدم پذیرش ، آنقدر فشار روحی و تنش زیاد می شود که فرد برای خود فضایی تازه و آرام طلب می کند و اینگونه از زندگی زناشویی خود عقب نشینی کرده ، میدان مبارزه را ترک می کند در حالیکه پیوندهای عاطفیش آخرین نفس ها را می کشد.
اما طرد و عدم پذیرش هم می تواند لاینحل باقی بماند و با تکرار و انباشت در طول یک دوره زمانی ، شما را به مرحله نهایی گسست عاطفی تان سوق دهد.
4- سرکوب
گوشه ای از رستوران ، ساکت و تنها و عبوس نشسته اید و زندگی خود را مرور می کنید. به زندگی مشترک با همسرتان و تمام زحماتی که برای این زندگی مشترک متحمل شده اید فکر می کنید. تمام لحظات شیرین زندگی زناشویی خود و نظرات خانواده و فامیل درباره زندگیتان را از خاطر عبور می دهید و به حرف های آنها بعد از جدایی خود فکر می کنید. در این لحظه در یک عکس العمل طبیعی ، شما نمی خواهید در نظر دیگران آدم شکست خورده ای به نظر برسید. پس باید کاری بکنید و همه این زندگی خوب را نجات دهید. به یکباره همه چیز مرتب می شود و کدورت ها از وجودتان رخت می بندند.
اینجاست که شما در دام سرکوبی افتادید و همه احساسات منفی و عصبانیت و رنجش و طردهای مداوم خود را سرکوب کردید تا آبرویتان حفظ شود و خانوادتان پابرجا بماند. در این لحظات شما با خود می گویید : « بیشتر از این ارزش جنگیدن ندارد ؛ بگذار همه چیز را فراموش کنم ؛ خسته تر از آنم که بتوانم با موضوع سر و کله بزنم.»
سرکوبی نوعی احساس کرخی و بی حسی است. شما دیگر احساسات منفی خود را حس نمی کنید. اما در مقابل بهای بزرگی می پردازید و دیگر احساسات مثبت خود را نیز لمس و درک نخواهید کرد. شما از نظر عاطفی فلج شده اید و تا پایان عمر ، یکنواخت و بی احساس به نمایش کسالت آور زندگی خود ادامه می دهید. ماسکی از لبخندها و احترامات ساختگی به چهره می زنید و دیگر شور و نشاط سابق را ندارید. زندگیتان قابل پیش بینی و کسل کننده می شود و خستگی مزمن جسمی به سراغتان می آید.
آنچه این مرحله را فاجعه آمیز می کند نوع رابطه ای است که بین زوجین وجود دارد. به این ترتیب که همه چیز خوب و مرتب به نظر می رسد و طرفین به ظاهر زندگی خوبی در کنار یکدیگر دارند ؛ اما در واقع بسیاری از استعدادها و مهارت های عاطفی خود را فراموش کرده اند و به یک نیمه مرده ماشینی تبدیل شده اند که زندگی محدود و بی طراوتی را دنبال می کند و خبر بد این است که در این مرحله خود فرد هم احساس می کند که خوشبخت است و زندگی خوبی دارد ، غافل از اینکه بسیاری از قسمت های وجودش در حالت نیمه خاموش به سر می برد . هر دو طرف در این مرحله یاد گرفته اند چه انتظاراتی داشته باشند و چه انتظاراتی را نداشته باشند.
در انتهای سخن
عده زیادی از ما در مراحلی یا در همه زندگی خود درگیر این مرگ عاطفی می شویم. اما علاج کار در کجاست ؟
مسلما در روراست بودن با خود و دیگران و بیام مخالفت ها در همان زمان شکل گیری و ابراز ناراحتی و رنجش ها در مرحله بعد. در کنار پرورش این عادت پسندیده ، فراگیری و تمرین مهارت های حل مسأله و گفتگوی معطوف به نتیجه عینی و مؤثر نیز باید در دستور کار قرار گیرد. اگر در حال حاضر در گیر این مرحل هستید ، وضعیت خود را کامل تشریح کنید و با در نظر گرفتن هدف های کوچک و دست یافتنی قدم به قدم از مرگ عاطفی خود فاصله بگیرید. مهمترین قدم ، پذیرش واقعیت وجود اشکال در زندگیتان است. زیرا بزرگی می گوید : « زمانی که آگاهی به وجود می آید ، تغییر آغاز می شود . »
منبع : درمان احساسات ، جان گری ، هاله گنجوی
Username: na169026
Password: 25894931
این کارت مال هزاره سومه همش مشغوله ولش کن
شماره تلفن = ۰۸۴۱۹۷۱۲۲۳۱
Username: h97999z
Password:929254
تقدیم به زیباترین گل زندگیم //امیدوارم از من با تموم کاستی هام راضی باشه
![]()
باوجود همدلی، همفکری، یگانگی و فضای مهر و محبت در خانواده، گاهی اختلاف میان دو نفر که باهم زندگی می کنند امر خیلی غیر عادی نیست چون طرز فکر افراد در برخی موارد باهم متفاوت خواهد بود. برای نزدیک نمودن سطح دیدگاه برخی مهارت های ساده وجود دارد که توجه به آنها میتواند گلهای گلستان زندگی همیشه شکوفا باشد و رنگ کدورتها از سفره زندگی قشنگ زوجها برای همیشه از بین برود. این روشها عبارتند از:
مهارت شناخت همسر
به دلیل ویژگیهای خاص دوره جوانی، از جمله جاذبه های طبیعی، نیاز داشتن به همدیگر، و ارضای غرایز جنسی، عاطفی و هیجانی؛ پیوند عاشقانه بین دختر و پسر به آسانی شکل میگیرد، عشق سبب میشود که زوجین ایثارگرانه نسبت به همدیگر قدم به پیش بگذارد.اما نکته مهم این است که کوتاه کردن مسیر شکل گیری عشق و سرعت شکل گیری آن، موجب میشود که برخی مسائل مهم نادیده گرفته شود به همین دلیل در جامعه شاهد اختلافات عاشقانی هستیم که تا دیروز برای همدیگر فدا میشدند و امروز سایه همدیگر را با تیر خلاص میزنند، و بدین ترتیب خانواده نوپا را تا مرز خطر از همپاشیدگی سوق میدهند، بدین جهت دقت کنیم که پیش از انتخاب نمودن و عاشق شدن، گزینه مورد نظر را خوب بشناسیم بعد تیک مثبت بزنیم، اگر گزینه مورد نظر ویژگیهای چون هم شأن بودن، اصالت خانوادگی، تدین و تعهد اخلاقی، مسئولیت پذیری، و بلوغ عقلی، اجتماعی و شناختی را ندارد گزینش نکنیم. بنابر این برای اینکه در مراحل بعدی دچار اختلاف شدید نشویم ضروری است درانتخاب شریک زندگی دقت نماییم.
مهارت های ارتباطی را بیاموزیم.
چگونه با همسر و فرزندان خود ارتباط برقرار میکنیم؟ به لحن صدا ، نوع کلمات و رفتار خودمان در موقع برقراری ارتباط با آنها دقت کردهایم؟ حرف مثبت، سخن زیبا، دیدن ویژگیهای خوب همسر و توصیف آنان در شکل گیری شخصیت و اعتماد به نفس خانواده و استحکام آن بسیار مؤثر است. شاید برخی از ما عادت کرده است که در برابر صفات و رفتارهای عالی دیگران با حالت بی اعتنایی و یا سکوت، نادیده می انگاریم در حالی توجه نداریم که بی توجهی به خوبیها اولا سبب کم ارزش دانستن آن تلقی خواهد شد و ثانیا موجب خودپنداره منفی در افراد میشود. در حالت عادی می توانیم به جای دیدن ضعفها، قوتها و تواناییها را ببینیم. و در زمانی ناراحت و عصبانی هستیم با آرامش سخن گفتن، و کلمات را سنجیده بیان کردن، هرچند سخت است اما برای زندگی بهتر به این دو مهارت نیاز داریم. و با تمرین قابل اعمال است.
مهارت احترام گذاشتن به همدیگر
مچ شدن خودمانی بودن به معنای توجه نکردن به حرمت و شخصیت نیست بلکه به معنای احترام کردن متقابل به همدیگر است. در سایه زندگی مشترک، شناخت عمیق تری پیدا میکنیم و نوع نگاه صمیمانه تری نسبت به همسر و فرزندان شکل میگیرد. در این موقعیتها با حفظ احترام متقابل مهارتی را به کار میگیریم که در مسیر حل مشکلات کمک خواهد نمود. احترام گذاشتن به افراد خانواده در واقع مخالف تحقیر نمودن و توهین کردن است، توهین و تحقیر کردن بدترین سمی است که ستون فقرات استحکام خانواده را شکننده میکند.
مهارت مسئولیت پذیری
چقدر به مسئولیتهای مان به عنوان همسر، پدر، مادر آگاهی داریم؟ آیا مسئولیت یک پدر تنها تأمین نیازهای جسمی فرزندان است؟ آیا مسئولیت همسر تنها تهیه وسائل آسایش بدنی خانواده است؟ آیا وظیفه مادر تنها مراقبت، نگهداری و تغذیه اطفال است؟ به نظر میرسد بطور کلی علاوه بر اینکه تأمین نیازهای جسمانی خانواده، وظیفه زوجین است، تربیت کودکان، تأمین نیازهای روانی، عاطفی،شناختی، اجتماعی، هنری، اخلاقی، و دینی هم از وظایف خانواده است.بنابر این به میزانی که در زندگی مشترک از مسولیتهای خود شانه خالی میکنیم فاصلهها بیشتر میشود و اختلافات بین فردی افزوده میگردد.
رو راست بودن
تطبیق گفتار و کردار، و همخوانی اندیشه و عمل در ضمن اینکه نشان دهنده صداقت فرد یکرنگی فرد را نشان میدهد زندگی را پایدار میکند، اعتماد افراد را نسبت به همدیگر افزایش میدهد، مجالی بروز دروغگویی را از بین میبرد و در نهایت بیاعتمادی ، سوءظن دو رویی و نفاق از و اختلاف از درون خانه زدوده خواهد شد.
فکر قهر کردن را از خود دور کنیم
ضرب المثل است که تا تلخی نباشد قدر شیرینی را نمیدانیم اما سعی کنیم تلخی قهر را نچشیم،چون اولین دلگیری و قهر در زندگی، مسلما شروع قهر است اما تضمینی وجود ندارد که آخرین قهر هم باشد. قهر کردن به معنای قطع ارتباط موقتی است اما هیچ پشتوانه منطقی وجود ندارد که این قطع ارتباط، «موقتی باشد»، میگویند کوه از اولین سنگ ریزه ها تشکیل میشود، بنابر این سزاوار نیست که با قهر کردن اولین ریزه سنگ تخریب را به شیشه همدلی بزنیم. به جای قهرکردن تلاش کنیم راهی برای استحکام ارتباط پیدا کنیم.
پس با انتخاب شریک زندگی مناسب، داشتن مهارت ارتباطی، احترام گذاشتن به همدیگر، مسئولیت پذیری، صداقت داشتن، و قهرنکردن می توانیم زندگی آرام، بانشاط و شادابی را در خانه تجربه کنیم
چکیده
در این نوشتار اشاره کوتاه به ویژگیهای همسر در خانواده سالم، معیارهای سلامت خانواده با توجه به ابعاد عاطفی، اجتماعی، شناختی، اخلاقی و جنسی مطرح میگردد. موضوعات مانند نقش محبت، نشاط و شادابی، و تفاوت های فردی در بعد عاطفی بهداشت روانی خانواده. در بعداجتماعی سلامت خانواده، ایجاد روابط خانوادگی پایدار، و جامعه پذیری بحث میشود. در در بخش شناختی نقش پرورش هوش کودکان در سلامت خانواده مطرح میشود سپس معیارهای تربیت جنسی، توسعه اقتصادی و توجه به صفات اخلاقی مورد بحث قرار می گیرد.
مقدمه
زندگی خانوادگی مرد سالارانه همراه با استبداد وخشونت مبتنی بر اندیشه برتری مردان بر زنان، از یک طرف و فرایندی تغییرات خانوادگی به سوی انواع خانوادههای جدید برگرفته از مدل زندگی متداول در فرهنگ و جوامع غربی از طرف دیگر، بهداشت روانی خانواده را در معرض تهدید قرار میدهد. فرد گرایی، اندیشههای مکاتب فمینیستی، افکار اصالت انسان منهای خدا، و نگرشهای لیبرالیستی همراه با تحولات اجتماعی، صنعتی شدن، شهر نشینی، و یکسان سازی جهانی در قالب فرهنگ واحد، اقتصادی واحد و توسعه ارزشهای واحد، به فرایند تحولات اجتماعی طوری سرعت می دهد که همپاشی نهاد خانواده کمترین بهایی است که پرداخت میشود. بدینجهت نهاد خانواده سالم به عنوان اصلی ترین نهاد اجتماعی، با حد اقل کارکردهای از قبیل یادگیریهای اساسی و اولیه، تأمین نیازهای اقتصادی، ارضای غریزه جنسی، برآرودن نیازهای عاطفی، تولید مثل، حمایت و مراقبت، جامعه پذیری، انتقالارزشهای دینی در معرض تهدید است. از طرف دیگر در جامعه مثل افغانستان به اثر جنگهای چند دهه فقدان ناگهانی یکی از اعضای اصلی و مشکلات و مصائب که به دنبال آن می آید،دغدغههای اقتصادی، احساس نا امنی، بیکاری، خشونت خانوادگی، توجه نکردن به مهارتهای زندگی زناشویی و سر درگمی در چگونگی تربیت فرزندان، تعارض ارزشهای سنتی و جدید و سر درگمی نقش و مسائل بسیار دیگر سبب شده است که سلامت جامعه کوچک خانواده در معرض آسیب مضاعف قرار گیرد. حال سؤال این است: خانواده سالم چه ویژگیهای دارد؟ چگونه میتوانیم به بهداشت روانی خانواده کمک نماییم؟
پیش از پاسخ دادن به پرسش واژگان کلیدی موضوع را بیان می کنیم.
واژگان کلیدی
خانواده
خانواده نخستین سلول و واحد زندگی اجتماعی و اساسی ترین نهاد جامعه است مرکب از یک یا چند زن که با یک یا چند مرد زندگی میکنند و ممکن است کودکانی هم داشته باشند. روابط جنسی معینی که مورد قبول جامعه است و حقوق و تکالیف افراد نسبت به یکدیگر از ویژکیهای خانواده شمرده میشود.[1]
سلامت
سلامت، «سلامتی» یا برخورداری از سلامت عبارت است از « ضمن نداشتن رنجوری و بیماری برخوردار بودن از آسایش کامل جسمی، ذهنی، و اجتماعی است»[2] بنابر این، سالم بودن به معنای نبود بیماری ، رنج نبردن، احساس گناه نکردن، کمرو نبودن ، نداشتن افسردگی و یا نداشتن دیگر بیماریهای جسمی و روانی نیست بلکه سلامتی به معنای داشتن توانمندی اجرای نقش و کارکرد جسمی، عقلی و اجتماعی است.
بهداشت روانی
سازمان جهانی بهداشت، بهداشت روانی را چنین تعریف می کند: «بهداشت روانی در درون مفهوم کلی بهداشت جای می گیرد و بهداشت یعنی توانایی کامل برای ایفای نقشهای اجتماعی، روانی، و جسمی؛ بهداشت تنها نبود بیماری یا عقب ماندگی نیست.»[3]
ویژگی خانواده سالم
خانواده سالم ویژگیهای بسیار دارد و میتوانیم از منظر دیدگاههای مختلف بررسی کرد و بطور اجمال نمونه خانواده سالم، خانوادهی است که ضمن داشتن سلامت روانی، جسمی، در ایفای نقش های اصلی موفق باشد.
زیربنای بهداشت خانواده
در بهداشت روانی خانواده، انتخاب همسر به عنوان زیرساخت خانواده سالم توجه میشود.
انتخاب همسر
در انتخاب همسر چه از ناحیه پسر و چه از ناحیه دختر توجه به ویژگیهای خانوادگی، از نظر سلامت جسمی سلامت اخلاقی و دینی، سلامت روانی، تربیت خانوادگی، و سلامت شخصیتی، ضروری است. بسیار از صفات جسمی مانند شکل ظاهری و صفات شخصیتی مثل شجاعت صفات ذهنی مثل داشتن میزان از بهرهی هوشی ارتباط با وراثت دارد[4]
برای داشتن خانواده سالم در کنار توجه به عوامل محیطی و تربیت عوامل ارثی نقش اساسی دارد به همین دلیل حضرت علی (ع) که به دنبال همسری بود که فرزند شجاع به دنیا بیاورد و پیش از اینکه با فاطمه بنی اسد ازدواج نماید از برادرش که نسب شناس بود در باره ازدواج تقاضای مشورت نمود و ایشان فاطمه اسدی را به دلیل شجاعت خانوادگی ایشان پیشنهاد نمود و حضرت علی (ع) پذیرفت. بنابر این زیر بنای تشکیل یک خانواده سالم داشتن همسر سالم است. ازدواجهای اجباری و مصلحتی آسیب زا ترین پدیده در بهداشت روانی خانواده است.
ملاک عاطفی سلامت خانواده
1. محبت
انسان در کنار نیازهای اساسی بدن مثل نیاز به آب، هوا، غذا، مسکن، نیازهای روانی و عاطفی و ایمنی جویی نیز دارد، یکی از این نیازها نیاز به مهر و محبت است بطوری که عوامل اساسی تشکیل خانواده برآوردن نیاز مهرجویی و مهر ورزی است، از طرف دیگر مودت و محبت عامل بقاء، استحکام و دوام خانواده شمرده میشود بطوری در قرآن کریم به صراحت به این توجه می دهد : «وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْوَاجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ»[5] از نشانههای قدرت اوست که برایتان از جنس خودتان همسرانی آفرید تا به ایشان آرامش یابید و میان شما دوستی و مهربانی نهاد در این عبرتهایی است برای مردمی که تفکر میکنند.
یکی از دلائل که زن و مرد به سمت همدیگر جذب میشود این است که میخواهند کمبود و نیازشان را برآورند و بدینوسیله به کمال برسند[6]. نیاز طبیعی محبت فرد اگر به وسیله محبت های همسر برآورده نشود چه بسا فرد دچارپیامدهای ناگواری مثل عقده روانی، اختلال شخصیت، و احساس کم بینی و کم ارزشی و دوست داشته نشدن مواجه شود.
محبت کردن در ضمن اینکه هزینه جانبی و عوارضی منفی ندارد در استحکام خانواده، برآرودن نیاز به صمیمیت، و پیوند جویی را هم برآورده میکند. و بدینوسیله خانواده میتواند راهکار معقول خروج از تنهایی را تجربه کند، راه میانبر برای ایجاد ارتباط با دوام، پیدا نماید و در نتیجه بر احساس تنهایی و انزوا خاتمه دهد.
اولین راهکار ایجاد فضای عاطفی و صمیمانه این است که ابتدا نگرشهای خود را نسبت به دیگران به نگرش مثبت تبدیل نماییم، دل آزردگیها را به وسعت اندیشه های سبزمان راه ندهیم و اگر قبلا در حیاط خلوت وجودی ما نفوذ کرده است را برون کنیم.
محبت و فرزندان
وقتی فرزندی به دنیا میآید ساعات اولیه تماس نوزاد با مادر بسیار حیاتی است به گونه ای موجب وزن بیشتر، گریه کمتر و لبخندهای زیادتر را فراهم میکند حتی نوزاد نیز از تحریکات فیزیکی حاصل از بازی پدر لذت میبرد. اشخاصی که در خردسالی و کودکی از محبتهای خانوادگی محروم میمانند به شدت احساس رنج میکنند. تحقیقات در 49 فرهنگ ابتدایی متفاوت و روی زندانیان انجام گرفته این نتیجه را داده است که محرومیت از تماسها و نوازشهای بدنی عامل بنیادی در رشد بیگانگی عاطفی، روان پریشی،تجاوز، پرخاشگری و حتی سوء استفاده از مواد مخدر و الکل است. بنابر این والدین با دریغ کردن نوازشهای جسمی از کودکان، فرزندانی را به اجتماع تحویل میدهند که در ایجاد رابطه با دیگران ناتوان میمانند و حتی برای انجام دادن رفتارهای خشن و جنایت آمیز آمادگی نشان میدهند. نبود عشق و محبت در طول اولین سالهای زندگی و در دراز مدت آثار منفی دارد.[7]
اگر در زندگی به دلیل فرصت نداشتن والدین و گرفتاریهای دوران جنگ، یا فقدان مهارت والدین یا فقدان یکی از آنها یکی ازما از محبت های والدین محروم بودیم در باره آنها صحبت کنیم، یک دیگر را درک کنیم و اگر کوچ داریم با بغل گرفتن، گرم پذیرفتن، و دوست داشتن فرزندان خود را از محبت سیراب نماییم، بدین طریق کودکان با اعتماد، سازگار و با محبت و برخوردار از بهداشت روانی کامل تحویل جامعه خواهیم داد.
2. نشاط و شادابی در خانواده
نشاط و شادابی در زندگی خانوادگی هیجان مثبت می آفریند و همواره امید، توانمندی، اعتماد به نفس و عزت نفس را افزایش میدهد، افراد جوان خانواده به دلیل نیروی شگرف جوانی بیشتر پرهیجان، شاد و پر انرژی هستند اما شادی اختصاص به افراد جوان و نوجوان ندارد همه اعضا و حتی کهن سالان از طریق معنی بخشی به زندگی از یکطرف، و دیدن شکوفه های عمر و ثمرات زندگی احساس خوشایند لذت و احساس رضایتمندی و شادابی داشته باشند. همواره به یاد داشته باشیم که در هر موقعیتی بهانه برای شاد بودن و رضایت از زندگی وجود دارد.
احساس نشاط و شادابی علاوه بر اینکه انرژی حرکت به سمت هدف را به انسان میدهد از بروز احساس پوچی، احساس منفی مثل افسردگی و اضطراب ترس، خشم، نفرت، و غم را از بین میبرد. بدین جهت روان شناسان معتقدند که رویدادهای شادی آور آثار خوشایند را شامل می شوند مانند موفقیت در یک کار، جلب احترام، مورد محبت و لطف قرار گرفتن، تجربه کردن احساس های لذت بخش. روشن است که احساس خوشایند در خانواده توان نسان را در مقابل گرفتاریها و مشکلات و حوادث غیر مترقبه زندگی افزایش میدهد به عبارت دیگر آثار شادی احساس علاقه و معاشرتی بودن، کمک به تعامل اجتماعی بهتر، خوشبینی و احساس مثبت کردن را افزایش می دهد و تجربیات زندگی ناکامی، ناامیدی، و عاطفه منفی را متعادل می سازد. احساس شادی کمک می کند که حتی در مقابل وقایع ناراحت کننده سلامت روانی خود را حفظ کنیم. و راهی برای خنثی کردن تأثیرات غم انگیز هیجانهای ناخوشایند زندگی است، مثل زمانی که والدین برای آرام کردن کودک ناراحت، آواز می خوانند یا شکلک در می آورند[8]. بنابر این در خانواده های معمولی و مسلمان همیشه عوامل به وجود آورنده احساس نشاط و شادابی وجود دارد، عوامل به وجود آورنده نشاط و شادابی عبارت است از معنی داشتن زندگی، نگرش های مثبت توانمندی جسمی، توانمندی ذهنی و روانی.
3. توجه به تفاوتهای فردی و جنسیتی
هرچند انسانها در گوهر هستی مشترکند ولی استعدادها و توانمندی و دارایی های شخصی هر کس و همینطور شیوه تربیتی افراد متفاوت است.تفاوتهای فردی افراد سبب میشود که انسانها در سلایق،خواسته ها، انتظارات، و عملکرد بسیارگوناگون ظاهر شود. از طرف دیگر توانمندیهای مختلف افراد و محدودیت های آنان ممکن است انتظارات و خواسته های طرف دیگر را نتواند به نحو شایسته برآورده نماید در نتیجه ممکن است سبب بروز ناسازگاری و نابهنجاریهای در بین اعضای خانواده شود. بدینجهت لازم است به تفاوتهای فردی، تفاوت های جنسیتی شرایط تربیتی توجه شود، و انتظارات به حد معقول و مناسب سامان یابد.
ادامه دارد.
[1] تقوی نعمت الله،جامعه شناسی خانواده، تهران، دانشگاه پیام نور.1382ص 8.
[2] لطف آبادی، حسین. روانشناسی رشد2.تهران. 1384.سمت. ص 246.
[3] گنجی حمزه. بهداشت روانی.1384.چاپ ششم.تهران. ارسباران. ص 10.
[4] شولتز دوآن، نظریه شخصیت، یوسف کریمی و دیگران، تهران، ارسباران، 1384ص 301.میلانی فر بهروز،روان شناسی کودکان و نوجوانان استثنایی، تهران، قومس، 1384.ص 30.
[5] روم/ 21.
[6] طباطبایی محمد، ترجمه تفسیر المیزان، ج 16 ص 248 – 250.
[7] بهداشت روانی.1385. نشر ارسباران.چاپ هفتم. حمزه گنجی ص 144- 145.
[8] مارشال ریو بهداشت روانی، ص 234.

زندگی همان چیزی را به ما میدهد که بخواهیم.
آرامش آن چیزی نیست که در مکانی بی سر و صدا، بی مشکل، بی کار سخت یافت می شود، چیزی است که می گذارد در میان شرایط سخت، آرامش در قلب ما حفظ شود. این تنها معنای حقیقی آرامش است."
خوشبختی چیست؟؟؟
آدمی اگر فقط بخواهد خوشبخت باشد به زودی موفق میگردد ولی او می خواهد خوشبخت تر از دیگران باشد و این مشکل است زیرا او دیگران را خوشبخت تر از انچه هستند تصور میکند.(مونتسکیو)
---
خوشبخت کسی است که راه قدر دانی خدمت دیگران را بلد است و شادی دیگرانرا به قدر شادی خود حس میکند.(گوته)
---
خوشبختی هر روز یکبار در منزل را میزند ولی بد بختانه صاحب خانه در ان موقع در منزل همسایه است و صدای در را نمیشنود.(برناردشاو)
---
من دریافته ام که انسانی هر اندازه که مصمم به خوشبخت زیستن باشد همان اندازه خوشبخت و سعادتمند زندگی خواهد کرد.(ابراهام لینکلن)
---
برای نیل به خوشبختی هیچ راهی خطاتر از لذت طلبی و کوشش برای درک عیش و نوش و خوشیهای عالم نیست.(ارتور شوپنهاور)
---
غنچه خوشبختی در جای تاریک و بی صدا و گودی پنهان است که بسیار نزدیک به ماست ولی ما کمتر از انجا می گذریم و ان دل خود ماست.(موریس متر لینگ)
---
خوشبختی یگانه چیزی است که می توانیم بی اینکه خود داشته باشیم دیگران را از ان بر خور دار کنیم.(کارمن سیلوا)
---
خوشبخت کسی است که دم را غنیمت میشمارد و به خود میگوید من امروز خوشم تا فردا چه پیش اید.(درایدن)
---
بسیاری از مردم خوشبختی را می جویند مانند کسی که کلاه خود را که روی سرش می باشد می جوید.(لناو)
---
انسان در اغوش خوشبختی خوشبختی را جستجو میکند.(دشتی)
---
بشر به خوشبختی خیلی زود عادت میکند و چون خیلی زود عادت میکند خیلی زود هم فراموش میکند که خوشبخت است.(اندره موروا)
---
یکی از راههای خوشبختی این است که شخص نسبت به کوچکترین نعمتها شکر گذار باشد.(هرشل)
---
این قانون طبیعت است که هیچ کس به تنهایی نمی تواند خوشبخت باشد بلکه خوشبختی و سعادت را باید در سعادت و خوشبختی دیگران جستجو کرد.(ویلیام شکسپیر)
---
به دست اوردن انچه را که ما ارزو داریم موفقیت است اما چیزی را که برای به دست اوردن ان تلاش نمی کنیم خوشبختی است.(لوسیا)
-انسان برای خوشبختی خلق شده و خوشبختی از راه کار مفید حاصل میشود.(ساموعل اسمایلز)
--
به عقب نگاه نکنید ممکن است خوشبختی را که رو به سوی شما دارد از دست بدهید.(ساچل پیچ)
---
خوشبختی و وسایل ان در سازش و هم اهنگی با دیگران به دست می اید.(علی وکیلی)
---
خوشبختی چیزی نیست که ان را حس کنیم فقط باید ان را به یاد بیاوریم.(اوسکارو ایلد)