X
تبلیغات
رایتل

معنــــای زندگی

اجتماع و فرهنگی که به زندگی بها می دهد و آن را مورد تشویق و ترغیب قرار می دهد. اجتماعی است پوینده و فرهنگی است زاینده و زنده. در چنین اجتماعی، انسان می تواند رشد کند، به ترقی و تعالی برسد و به آینده و سونوشت خویش اطمینان پیدا کند و شور زندگی را احساس کند.

 

چه زیباست پرواز انسان به سوی نور، شور و شعور. چه زیباست پرواز پرنده ها، عطر اقاقیا، امواج آبها، عشق میان انسانها،محبت میان مردم، لبخند کودکان و سعادت انسان.

 

افسردگی ، پوچ گرائی، نیستی گرائی در هر زمان و هر مکان، دشمن حیات و هستی است، وهم است و ویرانگر.

 

فلسفه زندگی، در شناخت ارزش و معنای واقعی آن است.

 

تعدادی از مردم اعتقاد دارند که زندگی پوچ و بی معناست. آنها ابراز می کنند آیا به یک بیمار مبتلا به سرطان، به یک انسان رو به مرگ، به یک شخص فقیر و معلول، می توان تلقین کرد که زندگی، باشکوه و با طراوت است، یا، طبیعت زنده و زیباست؟ اینگونه افراد عنوان می کنند که زندگی با این همه رنج و زحمت، با این همه فقر و فلاکت، با این همه آشفتگی و بیماری، ارزش زیستن ندارد.

 

بدبینان اعتقاد دارند که زمان حال تیره و تار است و برای خوشبختی کافی نیست، آینده نامشخص و نامطمئن است و گذشته هم غیر قابل جبران است و برگشت پذیر نیست.

 

عشق به کار، عشق به هدف، عشق به حیات و هستی، زندگی را سرشار از شور و نشاط می کند. انسان برای هدف، زندگی کرده و در راه رسیدن به آن تلاش و کوشش می کند و خویش را به رنج و زحمت می اندازد، اما از این رنج و زحمت، لذت می برد چرا که وقتی درد و رنج معنا پیدا کند، دیگر درد و زحمت و ذلت نیست بلکه لذت است.

 

بعد نومیدی بسی امیدهاست

از پس ظلمت بسی خورشیدهاست

 

بسیارند کسانی که فلسفه زندگی و دلیل وجودی آنها در رسیدن به هدف و آرمانشان خلاصه می شود و تا زمانی که به آن نرسند، دل از جهان نمی کنند. اینگونه افراد معنا و مفهوم واقعی زندگی را درک می کنند و هستی را زیبا می بینند.

 

ما بر اثر گذشت زمان چیزهائی را از دست می دهیم، جوانی و لحظه های شاد را پشت سر می گذاریم، موهای ما سفید می شود، پوست صورت چروکیده می شود. اما در عوض، اگر زندگی را دریابیم، می توانیم از این گنج بی پایان استفاده کنیم و در مقابل از دست دادن جوانی، شناخت و شعور و دانش و بینش و تعالی و تجربه به دست آوریم که به مراتب، بسیار زیباتر، پربارتر و با ارزشتر از موی مشکی، چهره چروک نخورده و احساسات سطحی جوانی است .

به قول مولوی :

آنچه در آئینه می بیند جوان پیر اندر خشت بیند بیش از آن

 

بعضی از مردم عنوان می کنند، زندگی مثل کشتی روی اقیانوس است که با تندباد حوادث، به هر سو حرکت می کند. این کشتی بدون هدف، به سمت هیچ ساحل و کرانه أی نمی رود، فقط برای مدتی کوتاه، روی آب اقیانوس شناور است و ناگهان در امواج، ناپدید می شود. چه اقیانوس بی ساحلی، چه زندگی بی حاصلی، چه دنیای باطلی.

 

فرخی یزدی از دید این افراد گفته است :

 

هر لحظه مزن در، که در این خانه کسی نیست

بیهوده مکن ناله که فریاد رسی نیست

 

این بدبینی ناشی از یأس فلسفی است، ناشی از افسردگی است، ناشی از اندوه دلهای ناامید و نگران است. در این جهان، نابینایانی هستند که همه چیز را تیره و تار می بینند و جز ذلت و ظلمت و ظلم، و تیرگی و تاریکی، به هیچ چیز فکر نمی کنند و جهان را تاریک تصور می کنند.

 

صد ناله برآریم و بدان گوش کسی نیست

فریاد از این شهر، که فریاد رسی نیست

( فصیح الزمان شیرازی )

 

اگر اینگونه افراد چشم بینا ندارند و درخشش خورشید و روشنائی روز را نمی بینند، دلیل بر نبودن نور و روشنائی و خورشید نیست.

 

چشم دل باز کن که جان بینی

آنچه نادینی است آن بینی

 

به قول مولانا

 

پیش چشمت داشتی شیشه کبود

زین جهت دنیا کبودت می نمود

 

یا به قول یکی دیگر از شاعران :

 

خوب و بد هست در اندیشه ما

هم غم و شادی و زشت و زیبا

 

گر که خواهی غمت از یاد رود

ذهن خالی کن از اندیشه بد

 

بعضی از مردم اعتقاد دارند موفقیتها و شادی های انسان زود گذر و ناپایدار است و دیر یا زود بیماری و مرگ به سراغ ما، دوستان و عزیزان ما می آید. پس چرا کار و تلاش کرده و رنج بیهوده ببریم. روی دادها و حوادث غیر قابل پیش بینی و تلخ و ناگوار، همیشه در کمینند و زیباترین و عالیترین برنامه های زندگی را خراب می کنند و به هم می زنند. از نظر این افراد، زندگی مملو از شکست امیدها، بر باد رفتن آرزوها، فرو ریختن خواستها، سرازیرشدن اشکها و برخاستن ناله هاست. به نظر این اشخاص، زندگی عذاب و خوشبختی سراب است.

 

در پاسخ این افراد باید گفت : جهان در حال تکامل و تعالی است. حرکت جهان به سوی ترقی و تمدن بوده و هدفمند است. بنابراین هر گونه تلاش و کوشش و پویش، هر گونه درد و رنج، در جهت ترقی و تعالی جهان و در راستای سعادت جامعه قابل تحمل است و می تواند به زندگی ما معنا و مفهوم بدهد و آن را سرشار از شور و شعف و شادی کند.

 

زندگی و هستی یک کتاب حاوی اشعار زیباست. این اشعار آسایش و آرامش بخش، سرشار از آهنگ، اندیشه، احساس، عشق، ایهام، ایجاز، استعاده، شور، شعور، تعابیر و تصاویر زیبا، زنده و زندگی بخش است. کتاب هستی دارای اندیشه های رمز گونه، خیال گونه و رؤیا گونه است. دفتر فشرده زندگی، پر از پندارها و پندهای پیامبر گونه و خوش آهنگ و خوش نواست.

 

اگر کسی بخواهد معنای اشعار زندگی را بفهمد و رموز گنج زندگی را بشناسد، نباید از رنجها و زحمتها و سختیهای زندگی شاکی و گله مند باشد.

 

 

چشمها را باید شست جور دیگر باید دید ( سهراب سپهری )

 

منبع اصلی کدهای جاوااسکریپت
http://minos.blogfa.com
«ًاَللّهُمَّ کُن لِوَلیِّکَ الحُجَّةِ ابن ِالحَسَن صَلَواتُکَ عَلَیه ِو َعَلی آبائِه فی هذِه ِالساعَة وَ فی کل الساعَة وَلیّاً وَ حافظا وَ قائداً وَ ناصراً و َدَلیلاً وَ عَینا حَتّی تُسکِنَه اَرضَکَ طَوعا وَ تُمَتِّعَه فیها طَویلا »