X
تبلیغات
رایتل

حیای زنان  طبق دیدگاه معصومان(ع)

بعضی وقتا خیلی زود دیر میشه!

مسئولیت زبان

آرامش و صلح درونی

 چشم سوم

بنام دوست

برای مطالعه  مطالب بالا  لطفا  برروی  لینک ادامه مطلب  پایین  کلیک کنید.

"بنام دوست"

خداوندا من به درگاه تو عذر می آورم،  از ستم دیده ای که در حضور من به او ستم شد، پس او را یاری نکردم.

از نیکی ای که به من شد، پس شکر آنرا بجا نیاوردم.

از بدکرداری، که از من عذر خواهی کرد، پس عذر او را نپذیرفتم.

از نیازمندی که از من درخواست کرد، پس او را بر خود برتری ندادم.

از حق حقدار مومنی که بر من لازم گردانده بودی، پس آن را به تمامی ادا نکردم.

از عیب مومنی که برای من آشکار شد، پس آنرا نپوشاندم.

از هر گناهی که برایم پیش آمد پس از آن دوری نکردم.

ای خدای من، از آنها و نظایر آنها از تو عذر می خواهم، عذر خواهی از روی پشیمانی، که از مانند آنها مرا در آینده ام، پند دهنده باشی.

پس بر محمد و خاندانش درود فرست و پشیمانی ام را از لغزشهایی که به آن دچار شدم، و عزمم را بر ترک بدی هایی که برایم پیش آید، توبه ای قرارده که دوستی تو را نسبت به من لازم گرداند. ای دوستدار توبه کنندگان.

 

"از دعاهای صحیفه سجادیه"



 

 

به نام آن که قبل از آغاز و بعد از پایان با توست

 

 مولا علی علیه السلام: همانا این دل ها همانند بدن ها افسرده مى شوند ، پس براى شادابى دل ها ، سخنان زیباى حکمت آمیز را بجویید.

   

  بعضی وقتا خیلی زود دیر میشه!

به نام آنکه همه چیز در ید قدرت اوست

آیا گریزگاهی است؟ یا رهایی و جای امنی، پناهگاهی و جای فراری هست؟ آیا بازگشتی برای جبران هست؟‌پس کی باز می گردید؟ به کدام سو می روید؟‌  "  (خطبه ۸۳ نهج البلاغه)

بودا در طی سفرهای چهل ساله اش، بارها از دهکده ای عبور می کرد. در آن دهکده مردی بود که مرتب می آمد تا سخنان بودا را استماع کند. او می آمد و چند دقیقه ای به حرف های بودا گوش می داد، سپس بر می خاست و می رفت. این کار ملکه ی او شده بود. او هیچ گاه تا آخر حرف های بودا نمی نشست. آمدنش قطعی بود اما می آمد و می نشست و چند دقیقه ای گوش می داد و با احترام و تعظیم می رفت.

روزی یکی از شاگردان بودا از آن مرد پرسید: چرا این کار را می کنی؟ مرد جواب داد :‌من تاجرم. گاهی در اوج کارهای تجارت احساس می کنم که باید به احترام بودا بیایم و بروم. زمانی که من نزد بودا می آیم حجره ام باز است و مشتریان در آن جمع اند. آنها نمی توانند بیش از آن صبر کنند تا من برگردم. اما روشن شدگی می تواند تا آمدن من صبر کند. پیش خود می گویم : دفعه دیگر سخنانش را خواهم شنید. اما دفعه ی دیگر هم باز همان وضعیت پیش می آید.

بودا در همان دهکده بود که درگذشت. او پیش از مرگش به شاگردش گفت : چه شده از یار همیشگی مان خبری نیست. او هرگز از ما غافل نمی شد. او همیشه به دیدار ما می آمد. اما اکنون نیست. سپس بودا رو به شاگردانش کرد و گفت : قطره اکنون به سطح روشن دریا رسیده است. اگر پرسشی مانده است،‌ اکنون زمان پرسیدن است. بپرسید زیرا بزودی برای همیشه از میان تان خواهم رفت.

شاگردان بودا گریستند و زجه زدند، اما پرسشی طرح نکردند. شاگردش گفت ما هر آنچه را که می خواستیم،‌پرسیده ایم. چیزی نمانده است.

بودا سه مرتبه تقاضای خود را تکرار کرد باز پرسشی مطرح نشد. آن گاه بودا برخاست و زیر درختی تنومند رفت و چشمان خود را برهم نهاد. او آماده پیوستن به دریا و بیکرانگی بود.

اما ناگهان سر و کله ی آن مرد تاجر پیدا شد. او با راهبان جر و بحث می کرد و می گفت : من باید بودا را ببینم. این آخرین فرصت من است. من دیگر نمی توانم این فرصت را بدست اورم. چهل سال است که فرصت ها را از دست داده ام. من پرسشی دارم و باید با او طرح کنم و پاسخش را بگیرم. من هرگز توفیق نداشتم این پرسش را مطرح کنم و پاسخش را بگیرم. همیشه هزار و یک گرفتاری داشتم. اما اکنون با تمام وجود می خواهم خود را وقف دلم کنم. بگذارید ببینمش.

در همین حین بودا از حالت مراقبه بیرون آمدو گفت مانع اش نشوید. گرچه او عمری را به غفلت گذرانده و فرصت ها را از دست داده اما من نمی توانم نادیده اش بگیرم. من هنوز زنده ام و بگذارید پرسش اش را مطرح کند.

بودا پرسید : پرسش تو چیست؟

آن مرد پرسش اش را از یاد برده بود گفت : تا به اینجا می آمدم در ذهنم بود اما حالا آن را به یاد نمی آورم. مطمئن ام دفعه بعد که شما را دیدم به یاد خواهم آورد.

بودا همان روز مرد.  این مرد چهل سال با بودا بود و چهل سال از او دور شده بود. 

ممکنه یه روز دست تو سبد زندگی مون ببریم و ببینیم سبدمون خالی از نانه.

آره، بعضی وقتا خیلی زود دیر میشه!!!

"فرصت ها چون ابر می گذرند،‌ پس فرصت های نیک را غنیمت شمارید"  (علی (ع) )


آرامش و صلح درونی

 

«علی (ع) :‌ بدان که هر ظاهری، باطنی متناسب با خود دارد»

 

صورت و چهره آدمی می تواند نمایان کننده وضع فکری و حتی حالات روحی او باشد.

چهره های خندان که از نشاط درون و بیرون سخن می گوید.

چهره های غمگین که نشان از افسردگی دارد.

چهره های کسل و ترش رو که نشان از کسالت درون می دهد.

چهره های آرام که نشان از آرامش درونی دارد.

صورتها و چهره هایی که با بدست آوردن چیزی یا برآورده شدن خواسته یا آرزویی معمولا شاد و با از دست دادن چیزی یا خواسته برآورده نشده ای غبار غم و اندوه بر آنان می نشیند. اگر به چهره هایمان نگاه کنیم معدود کسانی هستند که چهره ای آرام و راضی کننده دارند.

 

چهره های کسل و غمگین نشان از نا آرامی و تشویش حال درونی آدمی و خبر از امواج متلاطم رودخانه درون انسان می دهند.

 

ما در جریان رودخانه زندگی، سوار بر موج های غم و شادی دائم در تلاطمیم، تلاطم موج های افکار پراکنده و مشوش و حالات پریشان، ‌آرامش و اطمینان درونی ما را برهم زده است و این پریشانی از رخساره، صورت و چهره هایمان هم نمایان است.

 

جدا از بررسی و وارسی تاثیر درون بر ظاهر و چهره آدمی، سوال اصلی این است که :‌

به راستی آرامش درونی کجاست؟ این آرامش و صلح چگونه حاصل می شود؟‌

آیا در این رودخانه متلاطم می توان جایی برای آرامش یافت؟‌

پاسخ این سوال در آفرینش این رودخانه نهفته است. این رودخانه از او آمده و سرچشمه اش اوست به سوی او نیز می رود و دریایش هم اوست. آرامش حقیقی آنجاست.

ما از اوییم و به سوی او می رویم.   (انا لله و انا الیه راجعون)‌

جریان اصلی و حقیقی این رودخانه همان جریان انبیاء و اولیاء حق و تعالیم ایشان است. همان جریانی که به دریا متصل می کند  و نه آن موج هایی که به سوی مرداب ها و گردابهای خطرناک می کشانند.

اگر ماهی وار در زیر امواج متلاطم رودخانه، خود را به بطن جریان رودخانه بسپاریم، جریان رودخانه ما را به دریای آرامش و سرور الهی هدایت خواهد کرد. در حقیقت تنها با گذر از این امواج متلاطم رودخانه درونمان می توانیم به آب های ساکن آرام سرور برسیم. سرور حقیقی، نشاط دائمی در زیر این امواج متلاطم مدفون گردیده است.

زیستن ماهی وار در بطن رودخانه هر لحظه اش نزدیکی به دریای آرامش است و  آن که متصل به دریای بیکران الهی است آرام است و مطمئن. ‌خطری برای او نیست تا اندوهناک شود، بیمی ندارد، او آرام (۱) است،‌مطمئن و ایمن. آنجا که می فرماید :

پس اگر از جانب من شما را هدایتی رسد،‌آنان که هدایتم را پیروی کنند بر ایشان بیمی نیست و اندوهناک نخواهند شد. (سوره بقره،‌۳۸)‌


 مسئولیت زبان

   «به نام او، او که مهربانترین مهربانان است»

از کلام خداوند رحمان در قرآن در سوره اسراء است که :‌

«و چیزی را که بدان علم نداری دنبال مکن، زیرا گوش و چشم و قلب، مسئولند و همه مورد پرسش واقع خواهند شد.»

می گن کلید طلایی موفقیت، «مسئولیت پذیری» است، یعنی مسئولیت هر اتفاق و رویدادی رو در زندگیمان، خودمون بر عهده بگیریم. در اینصورت کنترل زندگیمان را خودمان در دست می گیریم و این مسئولیت پذیری بی نهایت سودمند است.  از نگاه معنوی نیز حقیقتا مسئولیت اتفاقات و رویدادها بر عهده خودمان است.

حالا، آیا تا به حال به مسئولیت زبانمان، سخن ها و گفتارهایمان فکر کرده ایم؟ آیا حاضریم مسئولیت آن را بپذیریم؟

معلم بزرگ علوم باطنی در این باره می گوید :

«می دانی چرا فکین و دندان ها و لب ها، همچون دژهایی پی در پی. زبان را محصور کرده اند؟ و فاصله ی حنجره با لب ها و حنجره با مغز چه می گوید؟ در گفتن تامل کن که تحمل نگفتن، آسانتر از تالم افتادن است.»

در ظاهر و صورت، زبان در محوطه دهان توسط دندان ها، لبها و فکین محاصره و زندانی شده است. از طرفی در اکثر تعالیم و توصیه های بزرگان نیز بر مهار و مراقبت زبان تاکید شده است. از حضرت رسول (ص) نقل شده است که : نجات مومن در حفظ و مراقبت از زبان است. از علی (ع) نیز نقل شده است که

آنچه نمی دانی مگو، بلکه آنچه را که می دانی نیز مگو، زیرا خداوند بزرگ بر اعضاء بدنت چیزهایی را واجب کرده که از آنها در روز قیامت بر تو حجت آورد.    (حکمت 382 نهج البلاغه)

می بینیم که مسئولیتمان در قبال زبانمان خیلی سنگینه!

علی (ع) در جای دیگری می فرمایند :

«سخن در بند توست، تا آن را نگفته باشی، و چون گفتی در تو در بند آنی، پس زبانت را نگهدار چنان که طلا و نقره خود را نگه می داری.»   «حکمت 381 نهج البلاغه»

 

این اشاره حضرت فوق العاده است، زبانت را چون طلا و نقره خود نگه دار.

 

یعنی کلام آدمی، سرمایه ی اونه. آدم با سرمایه اش چه جوری برخورد می کنه؟ چه جوری از سرمایه اش محافظت می کنه؟ چه جوری سرمایه اش رو خرج می کنه و در چه جهتی سرمایه اش رو خرج می کنه؟ در جهت زیان و ضرر یا در جهت سود و برکت؟


 دستیابی به آرامش الهی

( راز دستیابی به آرامش )

*شکرگذار نعمات الهی باشید*نیایش کنید.*سکوت کنید و با صدای ملایم صحبت کنید.

*باغبانی کنید.*به صدای آواز پرندگان گوش بسپارید.*طلوع و غروب خورشید را تماشا کنید.

*گل ها را ببویید.*به دامان طبیعت بروید*ساعت مچی را رها کنید.

*شقیقه هایتان را ماساژ دهید.*موهای خود را شانه بزنید.*موسیقی مورد علاقه خود را گوش دهید.

*لبخند بزنید.*نفس عمیق بکشید. *هر روز استحمام کنید.*شیر بخورید.

*ظرفی پراز میوه را تماشا کنید *هرروز 8 لیوان آب بنوشید.*تغذیه مناسب داشته باشید.

*به میزان کافی استراحت کنید.*بازی کنید. *با دوستی رازدار؛درد دل کنید.*اشک بریزید.

*پاکیزه باشید.*نظم را رعایت کنید.*صادق و رازنگهدار باشید.*به کسانی که دوستشان دارید ابراز علاقه کنید.*همه کائنات را دوست بدارید.*به خود و دیگران احترام بگذارید.*مودب و مهربان باشید.

*به قول هایتان عمل کنید.*مشکلات و تشویق های خود را بنویسید.

*لیستی از موفقیتهایی که تا کنون کسب کرده اید فراهم کنید.مثبت اندیش باشید.

*خود و دیگران را ببخشید.*گذشته را رها کنید و در اکنون جاودانه زندگی کنید.*بخشش کنید.

*برای رسیدن به اهداف خود برنامه ریزی کنید.*اهداف خود را تعیین کنید.*به خدا ایمان داشته باشید


 در مورد حیای زنان  طبق دیدگاه معصومان(ع) توضیح دهید؟

 در آموزه های دینی تشکیل جامعه آرمانی و حفظ کرامت انسانی از اهمیت ویژه ای برخوردار است؛ از این رو همة انبیا و بزرگان دین در صدد تربیت انسان ها و تشکیل جامعه ای مبتنی بر خدا محوری و دین مداری بوده اند. برای ایجاد جامعه‌ای مطلوب، نخست باید با آسیب ها مبارزه شده و به مؤلفه و شاخصه های جامعه مطلوب توجه خاص صورت گیرد و جایگاه انسان تعریف شود.

معصومان(ع) همة مردم، به ویژه زنان را به حیا و عفت فرا خوانده اند تاجامعه ای مطلوب به وجود آید و حرمت و قداست زن حفظ گردد. بی تردید یکی از نشانه های حرمت زن، در حیا و عفت او ظهور می‌کند. در فرهنگ ائمه (ع) زن مانند عروسک و کالا نیست که از آن استفادة ابزاری شود، بلکه زن جایگاه بس بلندی دارد که بی عفتی با حرمت و قداست او همخوانی ندارد. حیای زن نقش بنیادی در حفظ کرامت و پاکدامنی و عفت گرایی و استحکام نظام خانوادگی دارد. حفظ این عناصر اختصاص به قبل و بعد ازدواج نداشته و لازم است که در همة شرایط حفظ گردد. بر این اساس معصومان(ع) در گزینش همسر ایده آل به اصالت خانوادگی و پاکدامنی و دین مداری توجه نمود اند. بعد از ازدواج نیز زنان و مردان را به عفت عمومی فرا خوانده

و حیا را زمینه ساز عفت و پاکدامنی دانسته اند. امام علی(ع) فرمود: «سبب العفّة الحیاء شرم و حیا موجب عفت و پاکدامنی است». البته از نشانه های عفت نیز شرم و حیا است.

حیای زن موجب می شد که خود را در برابر نامحرمان به نمایش نگذاشته و با حیای خود پاکدامنی و عفت عمومی را نیز فراهم کند. متأسفانه امروزه یکی از عوامل مهم زمینه ساز ناهنجاری ها، بی حیایی زنان است. از سوی دیگر حیای زن در جلب محبت شوهر نقش کلیدی دارد، زیرا غیرت مردم اقتضا می‌کند که همسر او در معرض لذت گرایی مردان نامحرم قرار نگیرد و با حیای خود بستر محبت شوهر را فراهم کند؛ از این رو امام صادق(ع) زنان را به حیا دعوت نمود:‌

«بهترین زنان شما کسی است که چون با شوهرش خلوت کند، پیراهن حیا از تن بکند، اما هرگاه بیرون از خانه رود، لباس و زره حیا بپوشد»

پیامبر اسلام(ص) فرمود: «بهترین زنان شما زن پاکدامنی استکه دامن و شرمگاه خود را از نامحرمان حفظ کند».

معصومان(ع) نه تنها زنان را به عفت و حیا فرا می خواندند، بلکه فرزندان و خاندان خود را نیز به حیا و عفت فرا می خواندند. این فرا خونی در صحنه های سیاسی و اجتماعی بیشتر ظهور می‌کرد. امام حسین(ع) به خواهرش زینب (س) و ام‌کلثوم سفارش نمود که: اگر من کشته شدم، گریبان چاک نکنید و صورت نخراشید.

امام سجاد(ع) مراقبت حفظ شئون اهل بیت(ع) به ویژه بانوان بود. امام در کوفه از ابن زیاد خواست مرد مسلمان و پاکدامنی را همراه زنان بفرستد.

دعوت معصومان(ع) به حیا و عفت عمومی، به ویژه حیای زنان ریشه قرآنی دارد. در قرآن به حیا و حفظ عفت عمومی سفارش شده است و از برخی زنان مانند دختران شعیب به عنوان زنان با حیا یاد شده است.

حفظ عفت و پاکدامنی اختصاص به زمان خاصی ندارد، تا دختران قبل از ازدواج بیشتر مورد توجه قرار دهند و بعد از ازدواج بدان اهمیت ندهند.


چشم سوم با اسامی مختلف خوانده می‎شود. از جمله: ...
چشم دل، چشم درون، چشم
دانش، چشم بصیرت، چشم شهود، چشم یگانه، چشم معرفت، چشم معرفت بین، چشم برزخی، چشم عقل، چشم فکر، چشم معنوی، چشم قلب، چشم دریا، چشم سرّ، چشم باطن، چشم باطن بین، چشم خرد، چشم برزخ ملکوتی، چشم بصیرت باطنی، چشم بصیرت مثالی، چشم بصیرت ملکوتی، چشم بصیرت نفس، چشم غیبی ملکوتی، چشم ملکوت، چشم ملکوتی برزخی، دیده‌ی بصیرت، دیده‌ی دل، دیده‌ی دریا، ستاره‌ی شرق، کبوتری از ملکوت، چاکرای ششم، چاکرای پیشانی، چاکرای گورو، چاکرای آگیا، دروازه‌ی اثیری، مرکز پیشانی، مرکز ابرو، مرکز فرمان، نقطه سیاه، تیسراتیل، تری کوتی، تری ونی، موکتا تری ونی، جنانترا، شیوانترا، برومادهیا، برامی‎ریها، دودال‌کانوال، نوکتی ساودا، آجنا و ...
چشم سوم بدان سبب گویند که
چشم‌های فیزیکی راست و چپ را اول و دوم در نظر گرفته و دو تا حساب شده‌اند، پس این ساختار، چشم سوم نام گرفته است. در زبان انگلیسی نیز برای آن معادل همین عنوان یعنی Third eye به‌کار می‌رود.
چشم دل، عنوانی است که بیشتر در ادبیات و عرفان به‌کار
می‌رود. معادل عربی آن «بصرِ قلب» است که در احادیث و روایات نیز به آن اشاره شده است. نبی گرامی اسلام، حضرت ختمی مرتبت، سید و سرور کائنات ـ که سلام و صلوات بر او و خاندانش باد ـ می‌فرمایند: «نیست بنده‌ای جز این‌که برای قلبش دو چشم است و آنها دیدنی نیستند و با آنها عالم غیب مشاهده می‌گردد. هر آنگاه خداوند اراده فرمود خیر بنده‌اش را، می‌گشاید چشم دلش را و می‌بیند آنچه غایب است از این چشمان، هم‌چنین سید ساجدین حضرت امام سجاد علیه‌السلام می‌فرمایند: «هر کس را دو چشم سرّ و باطن است که با آن غیبها را می‌بیند و چون خداوند به بنده‌ای اراده خیر فرماید، چشم‌های باطن او را می‌گشاید
آجنا یک کلمه‌ی
سانسکریت به معنی فرمان، سرکردگی، سامان، اطاعت کردن، درک کردن و به‌طور کامل فهمیدن است. دروازه‌ی اثیری بدان سبب گفته می‌شود که چشم سوم راه و دروازه‌ی ورود به جهان اثیری ـ بخش دوم جهان هستی ـ می‌باشد.
چاکرا، مراکز ورود و خروج انرژی
در هاله‌ی نورانی انسان می‌باشد. چاکراهای اصلی 7 عدد می‌باشند، که با شماره‌های یک تا هفت مشخص می‌شوند. چشم سوم منطبق بر چاکرای اصلی شماره‌ی شش است، بدین جهت به آن چاکرای ششم، چاکرای پیشانی و چاکرای گورو می‌گویند. محل قرار گرفتن این چاکرا در وسط پیشانی است. این چاکرا پل ارتباطی با گورو (استاد درون) می‌باشد.

مآخذ
: کتاب متافیزیک و چشم سوم، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات نوید


 بپذیربد و بدانید در هر حادثه و واقعه زندگی نیکی و خیز نهفته است 

یکی از استادان تعریف کرده است که در کودکی به سرفه شدیدی مبتلا شدم و سرفه رهایم

نمی کرد.شربتی به من دادند که بسیار تلخ بود و من از خوردن آن امتناع می کردم.مادرم

گفت: (( فرزندم این داروی تلخ برایت خوب است.آن را بنوش.)) با شنیدن سخنان مادرم با ایمان

کامل به تاثیر شربت تلخ .آن را نوشیدم و بهبود یافتم

بنابراین در بطن هر تجربه تلخ .نیکی و خیر نهفته است. پس از هر آنچه پیش می آید شاد باشید و پیش روید به جلو به آن سو. به سوی خدا

موفق باشید


 

منبع اصلی کدهای جاوااسکریپت
http://minos.blogfa.com
«ًاَللّهُمَّ کُن لِوَلیِّکَ الحُجَّةِ ابن ِالحَسَن صَلَواتُکَ عَلَیه ِو َعَلی آبائِه فی هذِه ِالساعَة وَ فی کل الساعَة وَلیّاً وَ حافظا وَ قائداً وَ ناصراً و َدَلیلاً وَ عَینا حَتّی تُسکِنَه اَرضَکَ طَوعا وَ تُمَتِّعَه فیها طَویلا »